الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

4

تفسير مجمع البيان (فارسى)

ترجمه : و شما را در چارپايان ، پندى و اندرزى است . از آنچه در شكم آنهاست ، از ميان سرگين و خون ، شير خالص كه براى خورندگان ، گواراست ، شما را مىنوشانيم . و از ثمر درخت نخل و انگور ، شراب و رزق نيكو بدست مىآوريد ، در اين كار ، دليلى است براى مردم عاقل . و پروردگارت بزنبور عسل الهام كرد كه از كوه‌ها و درختان و خانه‌هايى كه از شاخ و برگ انگور مىسازند خانه بگيرد . سپس از همهء ثمرها بخورد و راههاى هموار خدا را بپيمايد . از شكم زنبور نوشابه‌اى به رنگهاى مختلف ، خارج مىشود كه در آن براى مردم شفاست . در اين كار ، براى مردمى كه بينديشند ، دليلى واضح است . خداوند شما را آفريد ، سپس شما را مىميراند . برخى از شما به پست‌ترين دوره‌هاى عمر مىرسيد ، تا پس از علم چيزى ندانيد . خداوند دانا و قادر است . قرائت : نسقيكم : نافع و ابن عامر و ابو بكر از عاصم و يعقوب و سهل ، در اينجا و در سورهء مؤمنين ، بفتح نون و ديگران بضم نون خوانده‌اند . ابو جعفر در سورهء مؤمنين به تاء خوانده است . برخى گويند : ميان « سقيت و اسقيت » فرقى است ، زيرا « سقيته » يعنى : آب را به او خورانيدم و « اسقيته » يعنى آب را در دسترس او قرار دادم . برخى گويند : « سقيته ماء و اسقيته » يعنى : از خداوند سؤال كردم كه او را آب دهد . شعر زير بر اساس همين معنى است : و اسقيه حتى كاد مما ابثه * تكلمنى احجاره و ملاعبه يعنى : براى او از خداوند طلب آب مىكنم ، تا آنجا كه از اندوه من نزديك است سنگها و بازيگاهايش با من تكلم كنند . برخى گويند : هر گاه يك بار آبش دهد گويد : « سقيته » ، و هر گاه همواره آبش دهد ، گويد : « اسقيته » . برخى گويند : هر دو بيك معنى هستند . بدليل شعر لبيد : سقى قومى بنى مجد و اسقى * نميراً و القبائل من هلال